شبنامه

برای اکبر گنجی

چند سال است وقتی به امروز می رسيم غم عجيبی را در دل احساس می کنم . اما امسال اين غم با درد جانکاهی همراه شده است. درد عشق..
هر سال وقتی برای گنجی مينوشتم دوست داشتم حتما او هم انچه را می نويسم بخواند اما امسال اصلا دوست ندارم او بخواند. شايد بتوانم در چند سال گذشته جز معدود کسانی بودم که برای او می نوشتم چون کسی نمی نوشت و متاسفانه اوامر برخی از عاليجنابان اصلاح طلب در انزوا قرار دادن او بود . همين اوامر هم بود که هميشه به من انگيزه می داد تا بنويسم ومی نوشتم ومينوشتم....
اما امسال نمی توانم به مانند سال های گذشته بنويسم.چون خيلی دل شکسته ام... فقط ياد او را زنده نگاه می دارم به اميد روز ازادی......
+ روزبه میر ابراهیمی ; ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٢
comment نظرات ()