شبنامه

يک اتفاق جالب

يک اتفاق جالب  

دِيروز ( جمعه ) يک اتفاق جالب برام افتاد. بعد از اينکه منو اسم مستعار حجاريان کردند در يک خبر خنده دار ديگه که در سايت جستجو منتشر شد منو هماهنگ کننده سرويسهای اطلاعاتی غرب هم ناميدند.  متن خبر این جور يه:(روی متن خبر بايدسلکت کنيد)
رروزبه میر ابراهیمی ، دبیر سیاسی روزنامه اعتماد که از مدیران سایت امروز نیز می باشد چندی است که هماهنگی های برنامه های عباس امیر انتظام با سرویس های اطلاعاتی غرب را بر عهده دارد. ابراهیمی که فارغ التحصیل علوم سیاسی از دانشگاه تهران است ، دوره های جنگ روانی را زیر نظر حجاریان فرا گرفته است و به عنوان نماینده وی در روزنامه اعتماد حضور دارد . این عنصر مشکوک اخیرا در حال راه اندازی سایتی برای عباس امیر انتظام است و رایزنی های فراوانی را برای ایجاد جو تبلیغاتی برای این زندانی آغاز کرده است. او به توصیه حجاریان و تاج زاده قرار است از حزب همبستگی بیرون بیاید و بیشتر فعالیت های خود را در حزب مشارکت متمرکز سازد. جناح افراطی اخیرا توانسته است عناصری چون میر ابراهیمی را جذب و در راستای رادیکال کردن فضای موجود در خدمت گیرد.

+ روزبه میر ابراهیمی ; ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

پرده آخر

پنجشنبه، 27 شهريور، 1382

پرده آخر

پرده اول: سيد محمد خاتمي كه از ديدار با مقامات عالي نظام بازگشته است مي گويد: «اگر مشكل عرصه فرهنگ من هستم. پس مي روم.» او كه در كارنامه وزارت خود، امتيازهاي مثبتي را به دست آورده بود، ناگهان تصميم مي گيرد كه ديگر در محل كار خود حاضر نشود. او نشستن بر ميز رياست كتابخانه ملي را بر صدارت ترجيح داد تا در فشار بر عرصه فرهنگ سهيم نباشد.

پرده دوم: پس از خاتمي، علي لاريجاني بر تخت وزارت تكيه زد و در پي انتقال وي به سازمان صدا و سيما عرصه مديريت فرهنگ به دست عضو ارشدي از جمعيت مؤتلفه اسلامي افتاد. سيطره نگاه امنيتي بر عرصه فرهنگ در همين روزها تشديد شد و كارنامه مخدوشي براي جمهوري اسلامي به جاي گذارد. تهديد و سانسور به حد اعلاي خود رسيد و عرصه فعايت براي نشر و كتاب تنگ گرديد. ديگر حتي ويترين كتابفروشي ها رنگ رمان و داستان را به خود نمي ديد و آنچه را هم كه شاهد بود، مجلداتي بود كه در محتوا با گسست هاي موضوعي پرمعنا از حيز انتفاع ساقط شده بود، درست زماني بود كه به كارگيري كلماتي معمولي چون «نوازش»، «آغوش» و ... فرجام عدم صدور مجوز يا توقيف را در پي داشت.

پرده سوم: وزيري كه روزي به اعتراض، از عرصه مديريت فرهنگ كناره گرفته بود، امروز در قامت رياست دولت به عرصه سياست بازگشت. سياستمداري كه خود را بيشتر فرهنگي مي دانست، پس انتظار از او بيشتر بود. پاسخ اين انتظار گماردن دردآشنايي بر وزارتخانه يي بود كه اندك اندك در حال تبديل شدن به وزارت اطلاعات بود.

اما داستان اين زوارت نيز به مانند رئيس اش بود. او نيز به پايان كار نرسيد و پس از پيروزي در دو استيضاح، راه استعفا را پيشه كرد. فضاي فرهنگي كه پس از طي دوره يي نفس گير، تنفس در هواي آزاد را آغاز كرده بود تحت فشار، عمر كوتاهي داشت.

پرده چهارم: مردي كه سال ها در عرصه مديريت فرهنگي مو سپيد كرده بود، اين بار وارث پستي شد كه پيش از همه مي دانست چه سختي هايي را در پيش دارد. اما او مرد سكوت بود و قضد داشت به آرامي راهي را طي كند كه فرمان رئيس اش بود. اما داستان هميشگي مديريت فرهنگ ما همچنان ادامه داشت. او تحت فشار روزافزوني قرار گرفت. هنوز چند روزي از درخواست استعفاي روزنامه نگاران از وي نگذشته بود كه حوزه نشر و كتاب نيز شاهد حادثه يي نادر شد. حادثه يي كه به قول بسياري ديگر كسي امنيتي براي پژوهش، نوشتن و فكر كردن نخواهد داشد. و از همه بدتر زير سؤال رفتن مديريتي كه سال ها آرمان اعتلاي فرهنگ را سرلوحه كار خود قرار داده بود. هم مرتبطين و مسئولين چاپ و نشر و مجوز و معرف و ... يك كتاب با مجازات حبس روبرو شدند.

پرده پنجم: خاتمي به تهديد عرصه كتاب و نشر اعتراض مي كند. دادگستري تهران پاسخ وي را با صراحت هرچه تمامتر مي دهد! آيا وزير ارشاد رفتار اسلاف خودر ا پيشه خواهد كرد؟

بايد ديد پرده آخر اين نمايشنامه چه فرجامي خواهد داشت.

+ روزبه میر ابراهیمی ; ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

واکنش به ساديسم

واکنش به ساديسم

بعد مدتها توانستم وبلاگم را به روز کنم. يادداشت قبلی را که تازه گذاشتم تو وبلاگم کلی ماجرا پشتشه. نوشتن از ساديسم در سياست خارجی ان هم  در ايران  به نوعی خودکشی بود اما من اعتقادم بر اين بود که هنر همينه که از داخل ايران چنين صدايی بلند بشه. به همين خاطر اين مطلب رو در سايت امروز منتشر کردم.

سرو صدای اين مطلب به اندازه ای بود که سايتهای محافظه کار نوشتند اين مطلب مال سعيد حجاريانه و اسم من اسم مستعار اونه. بهرحال به اين موضوع خود تاج زاده جواب داد و من هم سکوت کردم. بهرحال برای من طرح اين قضيه مهم بود که شد.

+ روزبه میر ابراهیمی ; ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

ساديسم در سياست خارجي

ساديسم در سياست خارجي

پس از ماهها ناز و كرشمه، بازي با منافع ملي و برباد دادن فرصت هاي طلايي كاري كه مي بايست از روز اول مي كرديم را انجام داديم. پذيرش پروتكل الحاقي خواسته اي بود كه جامعه جهاني براي تقويت اعتماد، از ايران مطالبه مي كرد. دغدغه اي كه مدت ها پيش بهانه اي بود براي اعمال فشار و تجويز استرس در درون جامعه. دستيابي ايران به دانش هسته اي يك واقعيت است كه هيچ مقامي در جمهوري اسلامي آنرا انكار نمي كند. دانشي كه اگر در اختيار تفكرات معيوبي كه سر جنگ با جهان دارند و ساخت موشك را نزديكي به آرمان فلسطين تعبير مي كنند، قرار گيرد مي تواند خطر سلاح اتمي را در پي داشته باشد. پس دغدغه اين خطر از سوي جامعه جهاني دغدغه اي صحيح مي باشد. حال آيا ما اين حق را داريم يا نه، خود پرسش ديگري است. آري ما اين حق را داريم كه مانند بسياري ار كشورهاي همسايه حتي سلاح هاي هسته اي نيز داشته باشيم. اما چرا براي آن كشورها هيچ گونه فشاري اعمال نمي گردد. پاسخ اين پرسش كاملاً روشن است. كشورهايي كه به اين دانش دست يافته اند، هرگز سركشي ايران را ندارند. در آن كشورها هرگز از تريبون هاي مختلف اعلام نشده است كه منافع كشورهاي همسايه را تهديد مي كنيم. هرگز اعلام نشده است كه چاه هاي نفت خليج فارس را به آتش مي كشيم. هرگز اعلام نشده است پيشرفت در ساخت موشك هاي دوربرد نزديكي به آرمان فلسطين است. آيا اين موضع چيزي جز تهديد اسراييل است. مشكل بزرگ جمهوري اسلامي در سال هاي عمر خود به همين نكته بازمي گشته كه به جاي سرلوحه قرار دادن خواست ها و مطالبات بحق مردم خود، به دنبال آرمان هاي فلسطينيان و ... بوده ايم.

آنچه در اين ماه ها بر سياست خارجي ايران گذشت، پررنگ تر شدن يك نكته است. ظاهراً تصميم گيرندگان اصلي سياست خارجي ما دچار «ساديسم» سياسي هستند.

آنان زماني به خواسته هاي اجتناب ناپذير تن مي دهند كه بايد همه را با هم تقديم كنند. اين در حالي است كه با اندكي تدبير و فرصت شناسي مي شد حداقل امتيازي را طلب كرد.

بر سر امضاي پروتكل الحاقي آن قدر آسمان و ريسمان را به هم بافتيم و گوش فلك را «كر» كرديم كه امروز با موضع ضعف همه آنچه را آنان مي خواهند پذيرفتيم.

يك روز فرياد مي زنيم كه بين آمريكا و اتحاديه اروپا، اروپا را انتخاب كرده ايم و فردا با اعمال نابخردانه خود، يك دوست هم براي خود باقي نمي گذاريم.

امروز براي انعطاف در مقابل مخالفان داخلي قلدري مي كنيم و فردا مجبوريم درب همه زندان ها را باز كنيم. امروز تن به انتخابات آزاد نمي دهيم و فردا مجبور به برگزاري انتخابات زير نظر سازمان ملل خواهيم شد. به راستي چرا تدبير از نزد حاكمان ما اين چنين رخت بربسته است؟ آيا اين چيزي جز «ساديسم» است؟

 

+ روزبه میر ابراهیمی ; ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()