شبنامه

شايد حرف‌ آخر






1 چند سال‌ قبل‌ بود كه‌ در بحبوحه‌ دستگيري‌ها، كتابي‌ منتشر شد كه‌ نويسنده‌اش‌ نيز در جمع‌ دستگيرشدگان‌ بود. او شايد با اين‌ خيال‌ كه‌ ديگر اؤري‌ از او منتشر نخواهد شد، نام‌ مجموعه‌ مقالاتش‌ را «شايد حرف‌ آخر» نهاده‌ بود. بخصوص‌ كه‌ كتاب‌ قبلي‌ اش‌ نام‌ خطرناكي‌! چون‌ «گلوله‌ بد است‌» را برپيشاني‌ خود مي‌ديد. يادم‌ هست‌ زماني‌ كه‌ آن‌ كتاب‌ را ورق‌ مي‌زدم‌ مانند نگارنده‌اش‌، آخرين‌ حرفش‌ را مي‌دانستم‌. اما هوشياري‌ نويسنده‌ تواناي‌ آن‌ مجموعه‌ مقالات‌ كلمه‌ «شايد» را در ابتداي‌ آن‌ نهاده‌ بود تا شايد چرخ‌ روزگار به‌ گونه‌يي‌ بگردد كه‌ آؤار ديگرش‌ نيز منتشر شود و اين‌ گونه‌ شد. از «خانوم‌» كه‌ بگذريم‌ «در زندان‌ اما سبز» ش‌ هم‌ منتشر شد و...
2 امسال‌ شايد تنها سالي‌ باشد كه‌ كسي‌ اصراري‌ بر حضور خاتمي‌ در جمع‌ دانشجويان‌ ندارد و شايد تنها سالي‌ باشد كه‌ قدرت‌ اقناع‌ مخالفان‌ اين‌ نظر هم‌ وجود دارد. در پنج‌ سال‌ حضور خاتمي‌ در روز دانشجو و سخنراني‌در جمع‌ آنان‌ سير جالبي‌ را شاهد هستيم‌أ سالهاي‌ اول‌ پرشور و انرژي‌ زا و سالهاي‌ انتهايي‌ كم‌ رمق‌ و انرژي‌ سوز البته‌ اين‌ فراز و فرود نيز دلايل‌ خاص‌ خود را دارد. از همان‌ روزهايي‌ كه‌ دانشگاه‌ احساس‌ كرد رييس‌ جمهور منتخبش‌ در مقابل‌ پايمال‌ شدن‌ حيثيت‌ دانشگاه‌ سكوت‌ را مصلحت‌ كشور مي‌داند، از شورها كاسته‌شد و بر تيزي‌ انتقادات‌ افزون‌ گرديد.ميزان‌ اعتراض‌ و شعارها در طول‌ اين‌ چند سال‌، خودگوياي‌ واقعيتي‌ شگرف‌ است‌ كه‌ دانشجو از خاتمي‌ گله‌مند است‌. گله‌ از سكوت‌ها و گله‌ از ... شايد آنهايي‌ كه‌ در تمامي‌ اين‌ پنج‌ سال‌ در روز دانشجو، در سخنراني‌هاي‌ خاتمي‌ حضور داشتند، بهتر اين‌ تغيير لحن‌ دانشجويان‌ را درك‌ كنند. هر چند مي‌دانم‌ خاتمي‌ نيز مي‌داند دانشجو از او چه‌ مي‌خواهد. خاتمي‌ نيز مي‌داند كه‌ اگر با دانشجو رودررو شود در مقابل‌ پرسشهاي‌ بي‌شماري‌ بايد پاسخگو باشد. پرسشهايي‌ كه‌ شايد او در ايجادشان‌ كمترين‌ تقصير را داشته‌ باشد. اما خاتمي‌ اين‌ را هم‌ مي‌داند كه‌ چيزي‌ جز اظهار« تاسف‌» و« مخالفت‌» لفظي‌ براي‌ بيان‌ ندارد.هر چند او بارها براي‌ بسياري‌ از گناهان‌ ناكرده‌ خود عذر خواسته‌ است‌، اما آيا عذرخواهي‌ او چاره‌دردهاي‌ دانشجويان‌ است‌؟
3 اما امسال‌، سال‌ ديگري‌است‌. سالي‌ كه‌ شايد پرده‌ها برافتد و حرف‌ آخر زده‌ شود.در ابتداي‌ اين‌ سال‌ در يادداشتي‌، سال‌ 81 را «سال‌ به‌ بن‌ رسيدن‌!»توصيف‌ كرده‌ بودم‌. سالي‌ كه‌ شايد بسياري‌ پرسشها را پاسخگو باشد.اما آن‌ زمان‌ نه‌ لوايحي‌ مطرح‌ بود و نه‌ حكم‌ اعدامي‌ صادر شده‌ بود.اما خاتمي‌ امسال‌ با خاتمي‌سالهاي‌ گذشته‌ متفاوت‌ بود. او پي‌ برده‌ بود كه‌ ديگر نمي‌توان‌ با روشهاي‌ كدخدا منشانه‌، تفكر قيم‌ مابانه‌ را طرد كرد. او پي‌ برده‌ بود كه‌ با قانون‌ ستيزان‌ و قانون‌ گريزان‌ نمي‌توان‌ حكومت‌ قانون‌، برپا كرد. او پي‌ برده‌ بود كه‌ اگر حق‌ خود كه‌ همان‌ حق‌ ملت‌ است‌ را استيفا نكند، حتي‌ موجوديتش‌ را زيرسوال‌ خواهند برد. او پي‌ برده‌ بود كه‌ تنها راه‌ بقا،«مردم‌ سالاري‌» است‌.و به‌ همين‌ خاطر بود كه‌ فرصت‌ هفته‌ دولت‌ را غنيمت‌ شمرد و از دردهاي‌ در سينه‌ مانده‌ خود گفت‌. از آزادي‌ و مردم‌ سالاري‌، از آزادي‌ ستيزان‌ و ديكتاتورها، از عدالت‌ و رحمت‌.او اين‌ بار آمده‌ بود تا قاطعانه‌ در برابر هر عنصر ضد قانون‌ و ناقص‌ حقوق‌ ملت‌ بايستد و شايد براي‌ همين‌ بود كه‌ بسياري‌ از پروژه‌ها كليد خورد تا بازهم‌ شايد او پا پس‌ نهد و ضد مردم‌سالاران‌ بر كوس‌ اقتدارگرايي‌ خود بكوبند.احكام‌ سنگين‌ صادر شد، دستگيري‌ها آغاز گرديد، تهمت‌ و افترا و بر چسب‌ نثار وي‌شد و بايد! عقب‌ مي‌نشست‌ تا حرف‌ آخر را كس‌ ديگري‌ بزند.اما او ايستاد و قاطعانه‌ گفت‌: «در برابر فشارها و تهمت‌ها عقب‌ نخواهم‌ نشست‌». از آن‌ كنفرانس‌ تا 16 آذر مواضع‌ خاتمي‌ به‌ قدري‌ مخالفان‌ را عصباني‌ كرد كه‌ حتي‌ براي‌ پخش‌ سخنانش‌ از صدا و سيماي‌ رسمي‌ جمهوري‌ اسلامي‌، نيز ترديد وجود داشت‌.شايد از آن‌ در هراس‌ بودند كه‌ خاتمي‌ «حرف‌ آخر» را بزند، نمي‌دانيم‌ آن‌ حرف‌ آخر كه‌ روزي‌ بر زبان‌ها خواهد آمد، از جنس‌ چيست‌! اميدواريم‌ از جنس‌ مردم‌ باشد.مردمي‌ كه‌ همه‌ چيز خود را تقديم‌ كردند تا ظريف‌ زيباي‌ «آزادي‌» را در آغوش‌ بكشند.


+ روزبه میر ابراهیمی ; ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()