شبنامه

شكست‌ شوراها، شكست‌ مردم‌ سالاري‌ است‌


شكست‌ شوراها، شكست‌ مردم‌ سالاري‌ است‌ شوراها نهادي‌ سرنوشت‌ساز در جامعه‌ مدني‌ است‌ و گسترش‌ اين‌ نهاد به‌ عرصه‌هاي‌ مختلف‌، از جمله‌ فرهنگ‌، اقتصاد، اجتماع‌ و سياست‌ نيز كشيده‌ مي‌شود. ذات‌ شوراها سياسي‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ جنبه‌ و وجهه‌آن‌ با موضوعات‌ دخيل‌ در سياست‌ منطبق‌ مي‌گردد. شوراها در حكومت‌هايي‌ كه‌ به‌ واقع‌ معتقد به‌ مردم‌ سالاري‌ و دموكراسي‌ با تمام‌ لوازمش‌ هستند، قدرت‌ مي‌گيرند و اگر حكومتي‌ در ذات‌ خود شخصيت‌ محوري‌ را تجويز كند، در بلند مدت‌ به‌ دشمن‌ شماره‌ يك‌ نهاد مدني‌يي‌ چون‌ شورا تبديل‌ خواهد شد. گسترش‌ شورا و تصميم‌سازي‌هاي‌ از پايين‌ به‌ سطح‌ استان‌ و يا شهر محدود نمي‌گردد و تنها زماني‌ مي‌توان‌ اين‌ روش‌ را كاركردي‌ و مثبت‌ و غيرقابل‌ تخريب‌ ارزيابي‌ كرد كه‌ زيرمجموعه‌هاي‌ شوراها نيز تشكيل‌ و نهادينه‌ شده‌ باشند. شوراها به‌ تبع‌ حضورشان‌ در جامعه‌ مدني‌، غير دولتي‌ يا غيرحكومتي‌ هستند و استقلال‌ شان‌ زماني‌ حفظ‌ خواهد شد كه‌ از گزند و آفت‌ مداخلات‌ دولت‌ در امان‌ باشند. دولت‌ها معمولا در ذات‌ خود مخالف‌ قدرت‌گيري‌ نهادهاي‌ مدني‌ از جمله‌ شوراها هستند. اما ساختار سياسي‌ و گفتمان‌ غالب‌ بر جامعه‌ به‌ همراه‌ فرهنگ‌ شكل‌ گرفته‌ و همراه‌ آن‌ قادر است‌ اين‌ نهاد را در مقابل‌ دولت‌ها قدرت‌ بخشد. هر زمان‌ اين‌ نهاد مدني‌ به‌ زير سايه‌ دولت‌ها رفت‌، اصل‌ خود را زير سوال‌ برده‌ و در بلند مدت‌ ريشه‌هاي‌ خود را زده‌ است‌، شوراها با تمام‌ قدرت‌ بايد خصلت‌ غيرحكومت‌ خود را تقويت‌ كنند. مهم‌ترين‌ اصل‌ در تحقق‌ هر مساله‌يي‌ شكل‌گيري‌ فرهنگ‌ آن‌ است‌ و زماني‌ مي‌توانيم‌ دموكرات‌ باشيم‌ كه‌ فرهنگ‌ دموكراسي‌ را آموخته‌ باشيم‌ و زماني‌ مي‌توانيم‌ از رقابت‌ سياسي‌ دم‌ بزنيم‌ كه‌ فرهنگ‌ رقابت‌ را آموخته‌ باشيم‌. زماني‌ مي‌توانيم‌ از جامعه‌ مدني‌ سخن‌ بگوييم‌ كه‌ فرهنگ‌ مدني‌ را نهادينه‌ كرده‌ باشيم‌ و در شورا نيز زماني‌ مي‌توانيم‌ شورا محور شويم‌ كه‌ بر ارجحيت‌ عقل‌ جمعي‌ بر عقل‌ فردي‌ ايمان‌ داشته‌ باشيم‌. در طول‌ صدها سال‌ از تاريخ‌ و تمدن‌ ما، ضعف‌ بزرگ‌ ما همين‌ بود كه‌ مسائلي‌ را خواستار بوديم‌ كه‌ فرهنگ‌ آن‌ را نياموخته‌ بوديم‌ و يا مسائل‌ را طلب‌ مي‌كرديم‌ كه‌ الفبايش‌ را نمي‌دانستيم‌. پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ در قانون‌ اساسي‌ با تلاش‌ و اصرار مجاهداني‌ چون‌ طالقاني‌ اصل‌ شوراها در قانون‌ گنجانده‌ شد،اما اجرا نگرديد. خاتمي‌ و اصلاحات‌ بود كه‌ اين‌ اصل‌ را يك‌ بار ديگر زنده‌ كرد. با كليد خوردن‌ پروژه‌ توسعه‌ سياسي‌، نهاد شوراها با تمام‌ كاستي‌ها و نواقصش‌ تشكيل‌ شد. هر چند در برخي‌ جهات‌ معايبي‌ يافت‌ شد اما اصل‌ پرداختن‌ به‌ شوراها ستايش‌ آميز و درخور تقدير بود. در خبرها آمده‌ بود كه‌ شوراي‌ شهر تهران‌ منحل‌ شد. خبر بسيار تاسف‌ انگيز بودبراستي‌ شكست‌ پروژه‌ شوراها، شكست‌ مردم‌ سالاري‌ است‌ و پيشبرد آن‌ يك‌ قدم‌ در راه‌ تحقق‌ مردم‌ سالاري‌ به‌ عنوان‌ يك‌ روش‌ است‌. آنچه‌ برهرصلاح‌ طلبي‌ ضروري‌ است‌ تقويت‌ نهاد نوپاي‌ شورا است‌. حال‌ چه‌ كساني‌ اين‌ موضوع‌ را نمي‌پذيرند، بايد پاسخگو ي‌ تراژدي‌ مردم‌ سالاري‌ درايران‌ باشند.




+ روزبه میر ابراهیمی ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۱
comment نظرات ()