شبنامه

ساديسم در سياست خارجي

ساديسم در سياست خارجي

پس از ماهها ناز و كرشمه، بازي با منافع ملي و برباد دادن فرصت هاي طلايي كاري كه مي بايست از روز اول مي كرديم را انجام داديم. پذيرش پروتكل الحاقي خواسته اي بود كه جامعه جهاني براي تقويت اعتماد، از ايران مطالبه مي كرد. دغدغه اي كه مدت ها پيش بهانه اي بود براي اعمال فشار و تجويز استرس در درون جامعه. دستيابي ايران به دانش هسته اي يك واقعيت است كه هيچ مقامي در جمهوري اسلامي آنرا انكار نمي كند. دانشي كه اگر در اختيار تفكرات معيوبي كه سر جنگ با جهان دارند و ساخت موشك را نزديكي به آرمان فلسطين تعبير مي كنند، قرار گيرد مي تواند خطر سلاح اتمي را در پي داشته باشد. پس دغدغه اين خطر از سوي جامعه جهاني دغدغه اي صحيح مي باشد. حال آيا ما اين حق را داريم يا نه، خود پرسش ديگري است. آري ما اين حق را داريم كه مانند بسياري ار كشورهاي همسايه حتي سلاح هاي هسته اي نيز داشته باشيم. اما چرا براي آن كشورها هيچ گونه فشاري اعمال نمي گردد. پاسخ اين پرسش كاملاً روشن است. كشورهايي كه به اين دانش دست يافته اند، هرگز سركشي ايران را ندارند. در آن كشورها هرگز از تريبون هاي مختلف اعلام نشده است كه منافع كشورهاي همسايه را تهديد مي كنيم. هرگز اعلام نشده است كه چاه هاي نفت خليج فارس را به آتش مي كشيم. هرگز اعلام نشده است پيشرفت در ساخت موشك هاي دوربرد نزديكي به آرمان فلسطين است. آيا اين موضع چيزي جز تهديد اسراييل است. مشكل بزرگ جمهوري اسلامي در سال هاي عمر خود به همين نكته بازمي گشته كه به جاي سرلوحه قرار دادن خواست ها و مطالبات بحق مردم خود، به دنبال آرمان هاي فلسطينيان و ... بوده ايم.

آنچه در اين ماه ها بر سياست خارجي ايران گذشت، پررنگ تر شدن يك نكته است. ظاهراً تصميم گيرندگان اصلي سياست خارجي ما دچار «ساديسم» سياسي هستند.

آنان زماني به خواسته هاي اجتناب ناپذير تن مي دهند كه بايد همه را با هم تقديم كنند. اين در حالي است كه با اندكي تدبير و فرصت شناسي مي شد حداقل امتيازي را طلب كرد.

بر سر امضاي پروتكل الحاقي آن قدر آسمان و ريسمان را به هم بافتيم و گوش فلك را «كر» كرديم كه امروز با موضع ضعف همه آنچه را آنان مي خواهند پذيرفتيم.

يك روز فرياد مي زنيم كه بين آمريكا و اتحاديه اروپا، اروپا را انتخاب كرده ايم و فردا با اعمال نابخردانه خود، يك دوست هم براي خود باقي نمي گذاريم.

امروز براي انعطاف در مقابل مخالفان داخلي قلدري مي كنيم و فردا مجبوريم درب همه زندان ها را باز كنيم. امروز تن به انتخابات آزاد نمي دهيم و فردا مجبور به برگزاري انتخابات زير نظر سازمان ملل خواهيم شد. به راستي چرا تدبير از نزد حاكمان ما اين چنين رخت بربسته است؟ آيا اين چيزي جز «ساديسم» است؟

 

+ روزبه میر ابراهیمی ; ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()