شبنامه

ديكتاتورها از تسخير قلب‌ها عاجزند


1 - خاتمي‌ درسي‌ بزرگ‌ به‌ حاكمان‌ داد، كه‌ تاريخ‌ حاكمان‌ بر آن‌ خواهد باليدأ درس‌ بزرگ‌ «نقادي‌ و پرسشگري‌». خاتمي‌ از معدود حاكماني‌ بود كه‌ در شعار دم‌ از نقد مي‌زد و در عمل‌، در مواجهه‌ با غيرمنصفانه‌ترين‌ نقادي‌ها ، مدارا مي‌كرد.درد اين‌ بود كه‌ نقد از درون‌ جنبش‌ اصلاح‌طلبي‌، راديكاليسم‌ و نقد از بيرون‌، محافظه‌كاري‌ ترجمه‌ مي‌شد و ما مانده‌ بوديم‌ و يك‌ دنيا مطالبات‌ فرومانده‌.
2 - خاتمي‌ در 18 خرداد 80 آمده‌ بود و اين‌ بار با صلابت‌ بيشتر. او شايد تنها رييس‌ جمهوري‌ است‌ كه‌ با 20 ميليون‌ راي‌ آمد و با 22 ميليون‌ راي‌ كنار خواهد رفت‌.خواسته‌ نقادان‌ درون‌ اصلاح‌ طلبان‌، اقتدار بود و خواسته‌ نقادان‌ بيرون‌، استحاله‌. هر چند ناقدان‌ بيروني‌ هرگز نتوانستند اندكي‌ از خواست‌هاي‌ نابجاي‌ خود را جامه‌ عمل‌ بپوشانند و خاتمي‌ هرگز در دام‌ اين‌ تورهاي‌ پنهاني‌ نيفتاد. هر چند گاهي‌ از سكوتش‌ سوءاستفاده‌ شد.اما او هر بار كه‌ خواست‌، مرز خود را روشن‌ كرد.اما زمان‌ خواستنش‌ ، پرسشي‌ بود كه‌ ناقدان‌ دروني‌ با خاتمي‌ اختلاف‌ داشتند. روزها مي‌گذشت‌ و گام‌ دوم‌ اصلاحات‌ در گام‌هاي‌ اول‌ خود فرو مانده‌ بود. نظرسنجي‌ها، آمار ناخوشايندي‌ را نشان‌ مي‌دادند. هر روز خاتمي‌ از مردم‌ فاصله‌ مي‌گرفت‌ و شايد درست‌تر باشد كه‌ بگوييم‌ اين‌ مردم‌ بودند كه‌ از خاتمي‌ فاصله‌ مي‌گرفتند. به‌ قول‌ محسن‌ كديور «خاتمي‌ از مردم‌ عقب‌ افتاده‌ بود.»در كوي‌ و برزن‌، در كوچه‌ و بازار، در تاكسي‌ و اتوبوس‌، در معابر و خيابان‌ها آن‌ چه‌ حس‌ مي‌كردي‌ گسترش‌ «ياس‌» بود. ياسي‌ كه‌ قرار بود با «ياس‌» فراموش‌ شود. مصاحبه‌ مطبوعاتي‌ خاتمي‌ در هفته‌ دولت‌ و سخنان‌ نسبتا صريح‌ او و نويد ارايه‌ دو لايحه‌ اساسي‌، اندكي‌ فضا را از حال ت‌ ركود خارج‌ كرد. لوايحي‌ كه‌ اكنون‌ در مجلس‌ مسير قانوني‌ خود را مي‌گذرانند، از جمله‌ اوليه‌ترين‌ مطالبات‌ جنبش‌ اصلاح‌طلبي‌ است‌. فرجام‌ آن‌ چه‌ خواهد شد؟! بستگي‌ مستقيم‌ به‌ ميزان‌ عقلانيت‌ و درك‌ مقتضيات‌ زمان‌ از سوي‌ نهادهاي‌ مرتبط‌ با آن‌ دارد.
3 - از فرداي‌ سخنراني‌ خاتمي‌، شمشيرها از رو بسته‌ شد. تعجب‌ از آن‌ جهت‌ بود كه‌ هنوز لايحه‌يي‌ منتشر نشده‌ ، سخنان‌ افراطي‌ مخالفان‌ آغاز گرديده‌ بود.چند روزي‌ طول‌ كشيد تا لايحه‌ اول‌ (لايحه‌ اصلاح‌ قانون‌ انتخابات‌) به‌ مجلس‌ برود و اين‌ آغازي‌ بود بر چالش‌ عميق‌ و بي‌ پرده‌ با ادبياتي‌ خاص‌ عليه‌ دولت‌.داستاني‌ كه‌ جمهوريت‌ نظام‌ را نشانه‌ رفته‌ است‌ و بردن‌ مردمان‌ به‌ بهشت‌ را تكليف‌ خود مي‌داند.هر بار كه‌ سخن‌ از نظارت‌ استصوابي‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد، مخالفان‌، حذف‌ آن‌ را باز كردن‌ راه‌ براي‌ ورود فراماسونرها، ساواكي‌ها و ضد انقلاب‌ مي‌خوانند و در اصل‌ خواهان‌ جاده‌يي‌ باريك‌ و يكطرفه‌ند كه‌ تنها عده‌يي‌ بتوانند از آن‌ عبور كنند، غافل‌ از آنكه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ حقوق‌ شهروندي‌ همه‌ شهروندان‌ را محترم‌ شمرده‌ و قانون‌ اساسي‌ آن‌ متبلور از اين‌ نگاه‌ است‌.اين‌ حربه‌يي‌ است‌ كه‌ سالهاست‌ ناكارآمد شده‌ و ضعف‌ آن‌ به‌ اؤبات‌ رسيده‌ است‌.آن‌ خاتمي‌ كه‌ ما مي‌شناختيم‌ به‌ زيبايي‌ پاسخ‌ اين‌ ادعا را داد.واقعا «اگر كار به‌ جايي‌ رسيده‌ كه‌ مردم‌ فراماسونرها و ساواكي‌ها را به‌ ما ترجيح‌ مي‌دهند پس‌ ما بي‌جهت‌ مسووليت‌ها را اشغال‌ كرده‌ايم‌.» («اعتماد» 7 مهر)
4 - لايحه‌ اختيارات‌ رييس‌ جمهور، از ديگر مواردي‌ است‌ كه‌ بايد به‌ نتيجه‌ برسد. اما هجمه‌يي‌ كه‌ از ابتدا بر عليه‌ اين‌ لايحه‌ آغاز شد، ترديدها را در مورد فرجام‌ آن‌ افزايش‌ داد.به‌ كار بردن‌ تعابيري‌ چون‌ «لايحه‌ احياي‌ ديكتاتوري‌»، «بازگشت‌ استبداد»، «مخالفت‌ با اسلام‌»،«خيانت‌ مجلس‌» و... آغاز حمله‌ گسترده‌يي‌ عليه‌ دولت‌ و مجلس‌ به‌ عنوان‌ دو نماد جمهوريت‌ نظام‌ است‌. منطق‌ و استدلالي‌ كه‌ در جهت‌ بر هم‌ زدن‌ بازي‌ از سوي‌ برخي‌ استعمال‌ مي‌شود، گوياي‌ يك‌ اراده‌ براي‌ ايجاد بن‌ بست‌ در روند رو به‌ جلوي‌ نظام‌ است‌.
5 - كساني‌ كه‌ خاتمي‌ را ديكتاتور و لايحه‌ دولتش‌ را لايحه‌ احياي‌ ديكتاتوري‌ مي‌دانند، ظاهرا فراموش‌ كرده‌اند، ديكتاتورها اجازه‌ نفس‌ كشيدن‌ به‌ مخالف‌ را نمي‌دهند. ديكتاتورها نقد را پيش‌ زمينه‌ نفي‌ مي‌دانند.ديكتاتورها پاسخگو نيستند. ديكتاتورها هرگز قادر به‌ تسخير قلب‌ها نيستند. ديكتاتورها تنها تنفر بدرقه‌ راهشان‌ در تاريخ‌ است‌ و هيچ‌ كدام‌ اينها براي‌ خاتمي‌ وصله‌ مناسبي‌ نيست‌، اگر بود هرگز اين‌ چنين‌ تعابيري‌ اجازه‌ انتشار نمي‌يافت‌. آيا براستي‌ گويندگان‌ اين‌ تعابير مي‌دانند كه‌ با بيان‌ اين‌ موضع‌ قانون‌ اساسي‌ را زير سوال‌ برده‌اند.قانون‌ اساسي‌ كه‌ در آن‌ اراده‌ جمهور اصلي‌ اساسي‌ است‌ و نفي‌ آن‌ نفي‌ كليت‌ نظام‌ است‌.
6 - اختيار و پاسخگويي‌ لازم‌ و ملزوم‌ يكديگرند. پاسخگويي‌ وقتي‌ الزام‌ آور است‌ كه‌ اختيار باشد.در نظام‌ مردم‌سالار هر كه‌ اختيار بيشتري‌ دارد، بايد پاسخگوتر باشد.رييس‌ جمهور تنها براي‌ پاسخگويي‌ به‌ آنچه‌ قانون‌ اساسي‌ بر عهده‌اش‌ گذاشته‌ گام‌ برمي‌دارد و به‌ قول‌ خود خاتمي‌:«رييس‌ جمهوري‌ كه‌ نتواند وظايفش‌ را انجام‌ دهد به‌ درد نمي‌خورد». (كنفرانس‌ مطبوعاتي‌ هفته‌ دولت‌)






+ روزبه میر ابراهیمی ; ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()