شبنامه

شوخي‌ يك‌ كارگزار!

هنوز مدت‌ زيادي‌ از((ماندگارترين‌)) محاكمه‌ پس‌ از انقلاب‌ در شعبه‌ 1402 مجتمع‌ قضايي‌ امام‌ خميني‌ نگذشته‌ بود كه‌ سوژه‌ ديگري‌ در دستور كار محافظه‌كاران‌ قرار گرفت‌. غلامحسين‌ كرباسچي‌ كه‌ در خردادماه‌ 77 خيلي‌ زود با((ژان‌ والژان‌)) قياس‌ شده‌ بود و نام‌ و تصاويرش‌ از تمام‌ نشريات‌ و شبكه‌هاي‌ جهاني‌ پخش‌ مي‌شد، محكوم‌ آن‌ دادگاه‌ ماندگار بود. اما سوژه‌ ديگري‌ كه‌ در خردادماه‌ همان‌ سال‌ كليد خورد، پرونده‌ قطوري‌ بود كه‌ نمايندگان‌ محافظه‌كار مجلس‌ پنجم‌، نام‌ ((استيضاح‌)) را بر آن‌ نهاده‌ بودند. به‌ زعم‌ ناظران‌ سياسي‌، تهديد به‌ استيضاح‌ از همان‌ روز راي‌گيري‌ مجلس‌ درباره‌ دولت‌ اول‌ خاتمي‌، همچون‌ شمشير داموكلس‌ بربالاي‌ سر دو تن‌ از همكاران‌ رييس‌ جمهور خاتمي‌ قرار گرفته‌ بود. بخصوص‌ كه‌ آراي‌ آنها شكننده‌ترين‌ وضع‌ را نشان‌ مي‌داد. چندي‌ پيش‌ محمد علي‌ نجفي‌ در خبري‌ كه‌ در اكثر روزنامه‌ها انعكاس‌ يافت‌، عبدالله‌ نوري‌ را بهترين‌ كانديداي‌ رياست‌ جمهوري‌ آينده‌ توصيف‌ كرد. انتشار اين‌ نظر، با نگاهي‌ به‌ سير برخوردهايي‌ كه‌ نوري‌ در دوران‌ اصلاحات‌ با آن‌ مواجه‌ شد، قابل‌ تامل‌تر مي‌شود. اما اين‌ عضو ارشد كارگزاران‌ هضم‌ نوري‌ توسط‌ نظام‌ را به‌ ميزان‌ عقلانيت‌ و درك‌ واقعيات‌ منوط‌ كرده‌ بود. در بيستم‌ خرداد 77 بود كه‌ طرح‌ استيضاح‌ عبدالله‌ نوري‌ با امضاي‌ 31 نماينده‌ محافظه‌كار مجلس‌ پنجم‌ به‌ مجلس‌ ارايه‌ شد. در همان‌ روزها، پاره‌يي‌ از نمايندگان‌ مخالف‌ اعلام‌ كرده‌ بودند:((هر چند استيضاح‌، حق‌ مجلس‌ است‌ اما برخي‌ در پي‌ تضعيف‌ دولت‌ خاتمي‌ هستند.)) شخص‌ خاتمي‌ نيز در همان‌ روز در ديدار با وزير كشور كويت‌، عبدالله‌ نوري‌ را چهره‌ برجسته‌ انقلاب‌ و مديريت‌ او را موفق‌ ناميده‌ بود. مخالفين‌، طرح‌ استيضاح‌ را كلي‌، مبهم‌ و غيرقابل‌ بررسي‌ مي‌خواندند. خاتمي‌ هم‌ 24 ساعت‌ مانده‌ به‌ روز استيضاح‌ تعارفات‌ را به‌ كناري‌ نهاده‌ و در اجلاس‌ مشترك‌ نمايندگان‌ دولت‌ و مجلس‌ براي‌ بررسي‌ طرح‌ استيضاح‌، در سخناني‌ اعلام‌ كرده‌ بود: ((نبودن‌ نوري‌ در كابينه‌، خسارت‌هاي‌ مهمي‌ براي‌ دولت‌ و كشور به‌ بار خواهد آورد.))خاتمي‌ در همان‌ جلسه‌ نوري‌ را يكي‌ از قوي‌ترين‌ وزيران‌ كابينه‌اش‌ خواند و حضور او را مفيد و مغتنم‌ دانسته‌ بود. او در همان‌ جلسه‌ اتمام‌ حجت‌ كرده‌ بود: ((براي‌ تحقق‌ پيماني‌ كه‌ با مردم‌ بسته‌ام‌، انتخاب‌ وزير كشور برايم‌ مهم‌ بود و پس‌ از جست‌وجوي‌ فراوان‌ به‌ آقاي‌ نوري‌ رسيدم‌.))
مهندس‌ بهزاد نبوي‌ نايب‌ رييس‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ كه‌ آن‌ روزها رداي‌ مشاورت‌ رييس‌ جمهوري‌ را بر تن‌ داشت‌، در مصاحبه‌يي‌ اعلام‌ كرده‌ بود:((طرح‌ استيضاح‌ تبلور نفاق‌ و دورويي‌ مخالفان‌ خاتمي‌ است‌.)) مهدي‌ كروبي‌، رييس‌ كنوني‌ مجلس‌ و دبير كل‌ مجمع‌ روحانيون‌ مبارز، نيز گفته‌ بود: ((بركناري‌ وزير كشور كابينه‌ دوم‌ خرداد را به‌ مصلحت‌ نظام‌ نمي‌بينم‌.))اما چرخ‌ بر وضع‌ ديگري‌ در حال‌ چرخش‌ بود و در آخرين‌ روز بهار، عبدالله‌ نوري‌ به‌ مجلس‌ رفت‌ تا در ساعت‌ 30\5 بعدازظهر روز يكشنبه‌ راي‌گيري‌ با ورقه‌ آغاز گردد و خلعت‌ وزارت‌ از قامت‌ نوري‌ به‌ در آيد. خاتمي‌ در نخستين‌ جلسه‌ هيات‌ دولت‌ پس‌ از استيضاح‌ با اشاره‌ به‌ راي‌ عدم‌ اعتماد به‌ وزير كشورش‌ تاكيد كرده‌ بود: ((استيضاح‌ از حقوق‌ مجلس‌ است‌ و ما در همه‌ حال‌ به‌ تصميم‌ نمايندگان‌ احترام‌ مي‌گذاريم‌.)) با اين‌ همه‌ او نتوانسته‌ بود مراتب‌ ناخرسندي‌ خود را كتمان‌ كند و همانجا اعلام‌ كرده‌ بود از وضعي‌ كه‌ پيش‌ آمده‌ متاثر است‌ و حضور نوري‌ را در هيات‌ دولتش‌ نافع‌ و مناسب‌ مي‌داند. محمد خاتمي‌ همانجا از عبدالله‌ نوري‌ و همكارانش‌ در وزارت‌ كشور كه‌ با شجاعت‌ و شهامت‌، اقدامات‌ مهمي‌ را در راه‌ امنيت‌ و توسعه‌ سياسي‌ كشور انجام‌ داده‌ بودند، سپاسگزاري‌ كرده‌ بود. او اين‌ نكته‌ مهم‌ را هم‌ از قلم‌ نينداخته‌ بود كه‌ هر كسي‌ به‌ جاي‌ نوري‌ بر كرسي‌ وزارت‌ تكيه‌ زند، ناگزير است‌ همين‌ راه‌ و سير را ادامه‌ دهد. اما اين‌ پايان‌ ماجرا براي‌ عبدالله‌ نوري‌ نبود. او پس‌ از وزارت‌، جامه‌ معاونت‌ رياست‌ جمهوري‌ را بر تن‌ كرد و به‌ فعاليت‌هايش‌ ادامه‌ داد. نوري‌ در اين‌ فاصله‌ رداي‌ روزنامه‌نگاري‌ نيز بر تن‌ كرد و با همراهي‌ جمعي‌ كه‌ او را تا اوين‌ بدرقه‌ كردند، تجربه‌يي‌ مهم‌ را در سوابق‌ خود به‌ ؤبت‌ رساند. اما نوري‌ يك‌ بار ديگر وارد قدرت‌ شد. اين‌ بار قدم‌ به‌ نهادي‌ مي‌نهاد كه‌ خود از اصلي‌ترين‌ حاميان‌ تحقق‌اش‌ بود. اصل‌ فراموش‌ شده‌ شوراها، كه‌ از نخستين‌ اولويت‌هاي‌ دوران‌ وزارت‌ نوري‌ و از شعارهاي‌ اساسي‌ خاتمي‌ در دوم‌ خرداد بود، به‌ ثمر نشست‌ و نخستين‌ شوراهاي‌ شهر و روستا پس‌ از بيست‌ سال‌ تشكيل‌ شد. شيخ‌ عبدالله‌ كه‌ خود در آغاز به‌ كار شورا حضوري‌ موثر داشت‌ در پي‌ رقابتي‌ جذاب‌ و ديدني‌ راي‌ اول‌ پايتخت‌ را نصيب‌ خود كرد. شيخ‌ عبدالله‌ و چهار منتخب‌ بعدي‌ تهران‌ كه‌ در ابتدا با مقاومت‌هاي‌ رييس‌ هيات‌ نظارت‌(موحدي‌ ساوجي‌) براي‌ كانديداتوري‌ مواجه‌ شده‌ بودند، با پافشاري‌ رييس‌ ستاد انتخابات‌ كل‌ كشور و تلاشهاي‌ غيرقابل‌ انكار نمايندگان‌ اقليت‌ در هيات‌ نظارت‌ بر انتخابات‌ شورا در فهرست‌ قرار گرفتند و پنج‌ نفر اول‌ منتخب‌ مردم‌ تهران‌ را به‌ خود اختصاص‌ دادند. شيخ‌ عبدالله‌ كه‌ از اعتبار و وزن‌ و شوكت‌ خاصي‌ در بين‌ منتخبين‌ برخوردار بود، رياست‌ نخستين‌ شوراي‌ شهر پايتخت‌ را برعهده‌ گرفت‌. به‌ زعم‌ تمامي‌ ناظران‌ بيروني‌ و اعضاي‌ دروني‌ شورا، دوران‌ مديريت‌ وي‌ بي‌دردسرترين‌ دوران‌ شوراي‌ شهر تهران‌ بود. اما شوراها تحقق‌ يافته‌ بود و نوبت‌ به‌ همسو كردن‌ قوه‌ قانونگذار براي‌ پيشبرد اساسي‌تر اصلاحات‌ بود. هر چه‌ به‌ انتخابات‌ مجلس‌ ششم‌ نزديك‌تر مي‌شديم‌، آرايش‌ و مديريت‌ مجلس‌ آينده‌، دغدغه‌ اصلي‌ اصلاح‌طلبان‌ مي‌شد. سلاح‌ افكار عمومي‌ قدرت‌ لازم‌ براي‌ همسو كردن‌ قوه‌ تقنيني‌ را به‌ اصلاح‌طلبان‌ مي‌داد اما بعدش‌ چه‌؟! زماني‌ كه‌ صحبت‌ بر سر فهرست‌هاي‌ انتخاباتي‌ اصلاح‌طلبان‌ نقل‌ مجالس‌ بود، يك‌ دغدغه‌، بسياري‌ را رنج‌ مي‌داد. چه‌ كسي‌ مي‌خواست‌ مجلس‌ اصلاحات‌ را در جهت‌ اصلاحات‌ مديريت‌ كند؟ گزينه‌ها فراوان‌ بودند اما آنكه‌ بتواند اجماع‌ ايجاد كند چه‌ كسي‌ بود؟ زماني‌ بحث‌ از هاشمي‌ به‌ ميان‌ آمد اما بسياري‌ اين‌ بازگشت‌ را نمي‌پذيرفتند. بخصوص‌ كه‌ هاشمي‌ به‌ انتشار خاطرات‌ دست‌ زده‌ بود. لابد آگاهيد، انتشار خاطرات‌ يك‌ سياستمدار يعني‌ پايان‌ حضور در قدرت‌. اما ظاهرا تحليل‌ هاشمي‌ اينگونه‌ نبود. هاشمي‌ آمد، ولي‌ نتوانست‌ اجماعي‌ ايجاد كند و كناره‌گيري‌ كرد. برخي‌ نيز از كروبي‌ براي‌ اين‌ عنوان‌ ياد مي‌كردند. بخصوص‌ كه‌ وي‌ تجربه‌يي‌ چون‌ رياست‌ مجلس‌ سوم‌ را با خود به‌ همراه‌ داشت‌. شايد چپ‌هاي‌ خط‌ امامي‌ مي‌پنداشتند بهترين‌ گزينه‌ براي‌ پيشبرد اصلاحاتند اما چپ‌هاي‌ جوان‌ بر روي‌ وي‌ اجماعي‌ نداشتند. همانگونه‌ كه‌ بخش‌هاي‌ زيادي‌ از طيف‌ اصلاح‌طلبان‌ نيز اين‌ گزينه‌ را برنمي‌تابيدند. ظاهرا تنها كسي‌ كه‌ قادر به‌ ايجاد اجماع‌ در بين‌ اصلاح‌طلبان‌ براي‌ مديريت‌ مجلس‌ ششم‌ بود، عبدالله‌ نوري‌ بود. هر چند وي‌ مقاومت‌ زيادي‌ براي‌ ورود به‌ اين‌ عرصه‌ از خود نشان‌ داد و در آخرين‌ فرصت‌ با فشار اصلاح‌طلبان‌ از شورا استعفا داد. هر چند اين‌ شرايط‌ نيز نبايد شامل‌ حال‌ وي‌ مي‌شد، اما مجلس‌ پنجم‌ اعضاي‌ شورا را ملزم‌ به‌ استعفا و رياست‌ مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ را از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ كردند. اقدامي‌ كه‌ تا مدتها انتقادات‌ فراواني‌ را در پي‌ داشت‌. منتقدان‌ مي‌گفتند: ((قانون‌ را نبايد براي‌ اشخاص‌ نوشت‌.)) اما اين‌ پايان‌ ماجرا نبود. شيخ‌ عبدالله‌ كه‌ براي‌ پوشيدن‌ رداي‌ وزارت‌ از مجلس‌ استعفا داده‌ بود و سرنوشتش‌ استيضاح‌ بود براي‌ بازگشت‌ به‌ مجلس‌ از شورا استعفا داد و سرنوشتش‌ زندان‌ اوين‌ شد. بسياري‌ كه‌ استعفاي‌ عبدالله‌ نوري‌ از شورا را اعلام‌ كانديداتوري‌ وي‌ مي‌دانستند، پرونده‌ها را مفتوح‌ كردند، شيخ‌ عبدالله‌ كه‌ با ((خرداد)) راه‌ جديدي‌ را تجربه‌ كرده‌ بود، پرونده‌ مطبوعاتيش‌ گشوده‌ شد. شيخ‌ عبدالله‌، در محاكمه‌يي‌ تاريخي‌ به‌ پنج‌ سال‌ زندان‌ محكوم‌ شد و خردادش‌ لغو امتياز شد. كناره‌گيري‌ از عرصه‌ قدرت‌، با روزه‌ سكوت‌ نوري‌ همراه‌ شد. هر چند نوري‌ در دفاعيات‌ خود، بسياري‌ از سخنان‌ را بيان‌ داشته‌ بود اما پس‌ از زنداني‌ شدن‌ ديگر كلمه‌يي‌ سخن‌ نگفت‌. مدتهاست‌ هيچ‌ دولتمردي‌ از او نام‌ نمي‌برد. سخنان‌ چندي‌ پيش‌ محمد علي‌ نجفي‌، قائم‌ مقام‌ و مشاور ارشد وزير صنايع‌ و عضو ارشد حزب‌ كارگزاران‌، يادآور مردي‌ شد كه‌ در فراز و فرودهاي‌ اين‌ انقلاب‌ و اصلاحاتش‌، هميشه‌ ياور و همراه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ بود. اما سوال‌ اينجاست‌آيا نوري‌يي‌ كه‌ در كرسي‌هاي‌ وزارت‌، شورا و حتي‌ مديرمسوولي‌ تحمل‌ نشده‌ بود و در زماني‌ ديگر در كرسي‌ رياست‌ مجلس‌ غيرقابل‌ تصور بود! چگونه‌ مي‌تواند در كرسي‌ رياست‌ جمهوري‌ قابل‌ تصور باشد. بهتر است‌ سخنان‌ نجفي‌ را به‌ يك‌ شوخي‌ تعبير كنيم‌. شوخي‌يي‌ كه‌ شايد چرخ‌ گردون‌، جدي‌اش‌ گرداند.




+ روزبه میر ابراهیمی ; ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()